هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و تنگدستی روزگار مینالد و از تلاش برای گشودن گرههای زندگی سخن میگوید. او به ناتوانی در تغییر شرایط اشاره کرده و از بیتوجهی دیگران به سخنانش شکایت میکند. در نهایت، تنها راه حل را در قدرت دل و ایمان میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی بالاتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود. همچنین، مضامین یأس و امید ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۵۷۷۷ - جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم
جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم
ز کار چرخ گره غنچه وار بگشاییم ۱
ز برق آه بسوزیم مهر و ماهش را
گره ز رشته لیل و نهار بگشاییم ۲
چنین که تنگ گرفته است روزگار به ما
امید نیست درین روزگار بگشاییم ۳
گل از جدایی ما می کند گریبان چاک
چه لازم است گریبان به خار بگشاییم ۴
متاع ما سخن و خلق پنبه در گوشند
درین قلمرو و غفلت چه بار بگشاییم؟ ۵
فلک ز کاهکشان تنگ بسته است کمر
چگونه ما کمر کارزار بگشاییم؟ ۶
به زور بازوی اقبال کار پیش نرفت
مگر به قوت دل این حصار بگشاییم ۷
چنین که مست غرورند عالمی صائب
سرفسانه شیرین چه کار بگشاییم؟ ۸
ز کار چرخ گره غنچه وار بگشاییم ۱
ز برق آه بسوزیم مهر و ماهش را
گره ز رشته لیل و نهار بگشاییم ۲
چنین که تنگ گرفته است روزگار به ما
امید نیست درین روزگار بگشاییم ۳
گل از جدایی ما می کند گریبان چاک
چه لازم است گریبان به خار بگشاییم ۴
متاع ما سخن و خلق پنبه در گوشند
درین قلمرو و غفلت چه بار بگشاییم؟ ۵
فلک ز کاهکشان تنگ بسته است کمر
چگونه ما کمر کارزار بگشاییم؟ ۶
به زور بازوی اقبال کار پیش نرفت
مگر به قوت دل این حصار بگشاییم ۷
چنین که مست غرورند عالمی صائب
سرفسانه شیرین چه کار بگشاییم؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷۶ - چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۷۸ - از سردی جهان لب گفتار بسته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.