هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که تمام وجودش را فدای عشق و محبت میکند و از این بابت شادمان است. او از غم و شادیهای عشق سخن میگوید و تأکید میکند که بدون یاد معشوق، زندگیاش بیمعناست. همچنین، او از آزادی و رهایی که در عشق یافته است، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۱۷۴ - صد دل و صد جان به دمی دادمی
صد دل و صد جانْ به دَمی دادَمی
وَزْ جِهَتِ دادنِ جانْ شادَمی ۱
وَرْ تَنِ من خاک بُدی این نَفَس
جُمله گُل و عشق و هَوَس زادَمی ۲
از جِهَتِ کِشتِ غَمَش آبَمی
وَزْ جِهَتِ خَرمَنِ او بادَمی ۳
گَر نَدَمیدی غَمِ او در دِلَم
چون دِگران بیدَم و فَریادَمی ۴
گَر نَبُدی غَیرتِ شیرینِ من
فَخْرِ دو صد خُسرو و فَرهادَمی ۵
گَر نَشِکَستی دلِ دَربانِ راز
قُفلِ جهان را همه بُگْشادَمی ۶
وَرْ هَمَدانَم نَشُدی پایْ گیر
هَمرَهِ آن طُرفهٔ بَغدادَمی ۷
بَس که همه سَهْو و فراموشیاَم
گَر نَبُدی یادِ تو من یادَمی ۸
بَس که بَرَد سَرو پِیِ این زبان
حَسره که من سوسنِ آزادَمی ۹
وَزْ جِهَتِ دادنِ جانْ شادَمی ۱
وَرْ تَنِ من خاک بُدی این نَفَس
جُمله گُل و عشق و هَوَس زادَمی ۲
از جِهَتِ کِشتِ غَمَش آبَمی
وَزْ جِهَتِ خَرمَنِ او بادَمی ۳
گَر نَدَمیدی غَمِ او در دِلَم
چون دِگران بیدَم و فَریادَمی ۴
گَر نَبُدی غَیرتِ شیرینِ من
فَخْرِ دو صد خُسرو و فَرهادَمی ۵
گَر نَشِکَستی دلِ دَربانِ راز
قُفلِ جهان را همه بُگْشادَمی ۶
وَرْ هَمَدانَم نَشُدی پایْ گیر
هَمرَهِ آن طُرفهٔ بَغدادَمی ۷
بَس که همه سَهْو و فراموشیاَم
گَر نَبُدی یادِ تو من یادَمی ۸
بَس که بَرَد سَرو پِیِ این زبان
حَسره که من سوسنِ آزادَمی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷۳ - باده ده، ای ساقی هر متقی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۷۵ - کار به پیری و جوانیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.