هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از گذر عمر، عشق، ناامیدی از دوستان و بلندپروازی در شعر سخن میگوید. او خود را مانند گرد و غبار در مسیر کاروان میبیند، از عشق و بلندقدی سرو میسراید، از بیوفایی دوستان شکایت دارد و در پایان به برتری شعر خود و پرواز به آسمان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی، همراه با اشارات به ناامیدی و بلندپروازی، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۵۸۰۰ - عمری چو گرد در قدم کاروان شدم
عمری چو گرد در قدم کاروان شدم
تا همچو ناله با جرسی همزبان شدم ۱
از عشق من ز چرخ گذشت آفتاب تو
سرو تو قد کشید چو من باغبان شدم ۲
تا چند بانفاق کسی هم نمک شود؟
دلسرد از آشنایی این دوستان شدم ۳
پرواز، دانه خور نکند بلبل مرا
چون سبزه پا شکسته این بوستان شدم ۴
صائب کسی به رتبه شعرم نمی رسد
دست سخن گرفتم و بر آسمان شدم ۵
تا همچو ناله با جرسی همزبان شدم ۱
از عشق من ز چرخ گذشت آفتاب تو
سرو تو قد کشید چو من باغبان شدم ۲
تا چند بانفاق کسی هم نمک شود؟
دلسرد از آشنایی این دوستان شدم ۳
پرواز، دانه خور نکند بلبل مرا
چون سبزه پا شکسته این بوستان شدم ۴
صائب کسی به رتبه شعرم نمی رسد
دست سخن گرفتم و بر آسمان شدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۹۹ - بی خواست بس که بار دل گلستان شدم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۰۱ - موی میان نبود که من همچو مو شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.