خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه، احساس تنهایی و ناامیدی در عشق است. شاعر از نبود معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد و به دنبال راهی برای تسکین درد خود میگردد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند صبر، عشق و رنجهای روحی دارد.
متن شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
غزل ۵۸۲۰ - کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
این خون گرم را هدف نیشتر کنم ۱
نه سجده ای به جبهه و نه بوسه ای به لب
از آستان او به چه سامان سفر کنم؟ ۲
چون تیغ آبدار رود در گلوی من
گر بی لبت به آب خضر کام ترکنم ۳
پروانه نیستم که به یک بال سوختن
معشوق را حواله به آه سحر کنم ۴
از باغ رفتنم نه ز بیمهری گل است
چندان دماغ نیست که با گل بسر کنم ۵
در کار عشق سعی مرا دست دیگرست
صد نخل شعله سبز ز تخم شرر کنم ۶
آن به که از میان نبرم داغ لاله را
از باطن سیاه زبانان حذر کنم ۷
چون شوق را به حرف تسلی کنم ز تو؟
چون تشنگی علاج به آب گهر کنم؟ ۸
صائب سرم چو گرم شود از می صبوح
خورشید را ز خنده مستانه تر کنم ۹
این خون گرم را هدف نیشتر کنم ۱
نه سجده ای به جبهه و نه بوسه ای به لب
از آستان او به چه سامان سفر کنم؟ ۲
چون تیغ آبدار رود در گلوی من
گر بی لبت به آب خضر کام ترکنم ۳
پروانه نیستم که به یک بال سوختن
معشوق را حواله به آه سحر کنم ۴
از باغ رفتنم نه ز بیمهری گل است
چندان دماغ نیست که با گل بسر کنم ۵
در کار عشق سعی مرا دست دیگرست
صد نخل شعله سبز ز تخم شرر کنم ۶
آن به که از میان نبرم داغ لاله را
از باطن سیاه زبانان حذر کنم ۷
چون شوق را به حرف تسلی کنم ز تو؟
چون تشنگی علاج به آب گهر کنم؟ ۸
صائب سرم چو گرم شود از می صبوح
خورشید را ز خنده مستانه تر کنم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۱۹ - چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۲۱ - چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.