هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر غفلت و سکون انسان در زندگی است. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف مانند نشستن در ساحل، خوابیدن با تیغ زیر سر، و انتظار کشیدن در برابر خطر، به انتقاد از بیحرکتی و تنبلی انسان میپردازد. او اشاره میکند که با وجود فرصتها و خطرات آشکار، مردم همچنان در غفلت به سر میبرند و از تلاش برای پیشرفت بازمیمانند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.
غزل ۵۸۳۵ - طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
در راه آرمیده چو منزل نشسته ایم ۱
بالین ز تیغ کرده و آسوده خفته ایم
بر موج تکیه کرده و غافل نشسته ایم ۲
موج وحباب تاج و کمر از محیط یافت
ما همچنان به دامن ساحل نشسته ایم ۳
مشکل روان شود به دوصد نیش خون ما
از بس میان مردم کاهل نشسته ایم ۴
حیرت نگر که بر دم شمشیر آبدار
در انتظار جلوه قاتل نشسته ایم ۵
از دیر و کعبه دیده امیدوار خویش
پوشیده، روز و شب به در دل نشسته ایم ۶
غفلت به ما چه ظلم ازین بیشتر کند؟
در دور چشم مست تو عاقل نشسته ایم ۷
نومید از کشاکش بحر کرم نه ایم
صائب اگر چه تا مژه در گل نشسته ایم ۸
در راه آرمیده چو منزل نشسته ایم ۱
بالین ز تیغ کرده و آسوده خفته ایم
بر موج تکیه کرده و غافل نشسته ایم ۲
موج وحباب تاج و کمر از محیط یافت
ما همچنان به دامن ساحل نشسته ایم ۳
مشکل روان شود به دوصد نیش خون ما
از بس میان مردم کاهل نشسته ایم ۴
حیرت نگر که بر دم شمشیر آبدار
در انتظار جلوه قاتل نشسته ایم ۵
از دیر و کعبه دیده امیدوار خویش
پوشیده، روز و شب به در دل نشسته ایم ۶
غفلت به ما چه ظلم ازین بیشتر کند؟
در دور چشم مست تو عاقل نشسته ایم ۷
نومید از کشاکش بحر کرم نه ایم
صائب اگر چه تا مژه در گل نشسته ایم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۳۴ - عمری است ما لب از طمع خام بسته ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۳۶ - خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.