هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساس ناتوانی و نرسیدن به مقصود در زندگی است. شاعر از دوری از حق، گرفتاری در باطل، و تلاش بیثمر برای رسیدن به آرزوها سخن میگوید. او همچنین به ناکامیهای انسانی و تسلیم شدن در برابر حوادث زندگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین ناامیدی و ناکامی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۸۷۸ - در کوی جان به قطع مراحل نمی رسیم
در کوی جان به قطع مراحل نمی رسیم
تا گرد جسم هست به منزل نمی رسیم ۱
نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام
از حق گذشته ایم و به باطل نمی رسیم ۲
در دست و پا زدن گرو از موج می بریم
دانسته ایم اگر چه به ساحل نمی رسیم ۳
کار شتابکار به پایان نمی رسد
این است اگر شتاب، به منزل نمی رسیم ۴
خونی که بود در تن ما، سوخت چون نفس
وز بخت بد هنوز به قاتل نمی رسیم ۵
دست کرم ز رشته تسبیح برده ایم
روزی نمی رود که به صد دل نمی رسیم ۶
زینسان که موج حادثه دنبال ما گرفت
چون کشتی حباب به ساحل نمی رسیم ۷
صائب درین محیط که هر قطره واصل است
ما در خود از طبیعت کاهل نمی رسیم ۸
تا گرد جسم هست به منزل نمی رسیم ۱
نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام
از حق گذشته ایم و به باطل نمی رسیم ۲
در دست و پا زدن گرو از موج می بریم
دانسته ایم اگر چه به ساحل نمی رسیم ۳
کار شتابکار به پایان نمی رسد
این است اگر شتاب، به منزل نمی رسیم ۴
خونی که بود در تن ما، سوخت چون نفس
وز بخت بد هنوز به قاتل نمی رسیم ۵
دست کرم ز رشته تسبیح برده ایم
روزی نمی رود که به صد دل نمی رسیم ۶
زینسان که موج حادثه دنبال ما گرفت
چون کشتی حباب به ساحل نمی رسیم ۷
صائب درین محیط که هر قطره واصل است
ما در خود از طبیعت کاهل نمی رسیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۷۷ - با هر که شکوه از دل افگار می بریم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۷۹ - گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.