خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر وضعیت انسان در کشاکش بین عقل و هوس، واقعیت و خیال، و هستی و نیستی است. شاعر از تضادهای درونی، درماندگی در برابر نفس سرکش، و ناپایداری زندگی سخن میگوید. او خود و انسان را در حالتی از سردرگمی، مستی و غرور، و نیز درگیر با مفاهیم عمیق فلسفی توصیف میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درماندگی، سردرگمی و پوچاندیشی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۸۷۹ - گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
درمانده متابعت نفس سرکشیم ۱
کردند پای بوس هدف تیرهای راست
ما از کجی مقید زندان ترکشیم ۲
موج سراب در دل شب آرمیده است
ما روز و شب ز طول امل در کشاکشیم ۳
چون خار اگر گلی نشکفت از وجود ما
از جسم زار سلسله جنبان آتشیم ۴
در جام لاله ریخت نمک سردی خزان
ما از می غرور همان مست و سرخوشیم ۵
چیدند گل ز دولت بیدار غافلان
ما همچو خوابهای پریشان مشوشیم ۶
دیویم چون ز خویش خبر دار می شویم
چون بیخبر شویم ز هستی پریوشیم ۷
صائب چو موج بر سر این بحر بیکنار
دایم ز خوش عنانی خود در کشاکشیم ۸
درمانده متابعت نفس سرکشیم ۱
کردند پای بوس هدف تیرهای راست
ما از کجی مقید زندان ترکشیم ۲
موج سراب در دل شب آرمیده است
ما روز و شب ز طول امل در کشاکشیم ۳
چون خار اگر گلی نشکفت از وجود ما
از جسم زار سلسله جنبان آتشیم ۴
در جام لاله ریخت نمک سردی خزان
ما از می غرور همان مست و سرخوشیم ۵
چیدند گل ز دولت بیدار غافلان
ما همچو خوابهای پریشان مشوشیم ۶
دیویم چون ز خویش خبر دار می شویم
چون بیخبر شویم ز هستی پریوشیم ۷
صائب چو موج بر سر این بحر بیکنار
دایم ز خوش عنانی خود در کشاکشیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۷۸ - در کوی جان به قطع مراحل نمی رسیم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۸۰ - ما همچو خار سلسله جنبان آتشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.