هوش مصنوعی:
این شعر از حاجی صوفی بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد عشق، رنجهای عاطفی و مقاومت در برابر سختیهاست. شاعر از تلخیهای زندگی و ناملایمات میگوید، اما با وجود همه اینها، دل آزادهاش تنها با نوازش آرام میشود. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی و گذرایی زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی و عرفانی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و گذرایی زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۹۰۵ - از تلخ زبانان نشود پست خروشم
از تلخ زبانان نشود پست خروشم
طفلم، نتوان کرد به دشنام خموشم ۱
نم در دل میخانه خمارم نگذارد
گر جلوه ساقی نشود رهزن هوشم ۲
چیزی نشود بر دل آزاده من بار
جز دست نوازش که گران است به دوشم ۳
بینا ز نظر بازی دریاست حبابم
فانی شوم از بحر اگر چشم بپوشم ۴
ریحان بهشت است مرا خواب پریشان
تا خط بناگوش ترا حلقه بگوشم ۵
آب گهرم بسته یخ از سردی بازار
هر چند که یوسف به زر قلب فروشم ۶
چون سیل مرا هست ز خود سلسله جنبان
موقوف به طوفان نبود جوش و خروشم ۷
این آن غزل حاجی صوفی است که فرمود
آن روی نداری که ز تو چشم بپوشم ۸
طفلم، نتوان کرد به دشنام خموشم ۱
نم در دل میخانه خمارم نگذارد
گر جلوه ساقی نشود رهزن هوشم ۲
چیزی نشود بر دل آزاده من بار
جز دست نوازش که گران است به دوشم ۳
بینا ز نظر بازی دریاست حبابم
فانی شوم از بحر اگر چشم بپوشم ۴
ریحان بهشت است مرا خواب پریشان
تا خط بناگوش ترا حلقه بگوشم ۵
آب گهرم بسته یخ از سردی بازار
هر چند که یوسف به زر قلب فروشم ۶
چون سیل مرا هست ز خود سلسله جنبان
موقوف به طوفان نبود جوش و خروشم ۷
این آن غزل حاجی صوفی است که فرمود
آن روی نداری که ز تو چشم بپوشم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۰۴ - آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۰۶ - دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.