هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره رنجها، تنهایی و ناکامیهای زندگی است. او از دردها و سوختگیهای درونی خود میگوید و احساس میکند که مانند یک طفل یتیم رها شده است. شاعر از نادیده گرفته شدن احسان و مهربانی توسط دیگران شکایت دارد و احساس میکند که بار سنگین زندگی مانند تابوت بر دوش اوست. با این حال، او همچنان پرجوش و خروش است و نمیتواند سکوت کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، بیان احساسات غمگین و تنهایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۵۹۰۶ - دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
چون پایه تابوت گران است به دوشم ۱
دستی که به احسان نکند حلقه بگوشم
چون پایه تابوت گران است به دوشم ۲
فریاد من از سوختگیهاست چو آتش
چون باده ز خامی نبود جوش و خروشم ۳
نتوان چو لب جام کشید از لب من حرف
هر چند ز رنگین سخنی رهزن هوشم ۴
با شعله خورشید چه سازد نفس صبح؟
روشنتر ازانم که توان کرد خموشم ۵
در دل شکند شیشه مرا خنده گلها
آواز تو زان دم که رسیده است به گوشم ۶
بر باده سر جوش نباشد نظر من
کز درد توان گرد برآورد ز هوشم ۷
در عالم ایجاد من آن طفل یتیمم
کز شیر به دشنام کند دایه خموشم ۸
چون کعبه، برازندگیم در نظر خلق
زان است که من جامه پوشیده نپوشم ۹
صائب منم آن نغمه را کز دل پر جوش
موقوف بهاران نبود جوش و خروشم ۱۰
چون پایه تابوت گران است به دوشم ۱
دستی که به احسان نکند حلقه بگوشم
چون پایه تابوت گران است به دوشم ۲
فریاد من از سوختگیهاست چو آتش
چون باده ز خامی نبود جوش و خروشم ۳
نتوان چو لب جام کشید از لب من حرف
هر چند ز رنگین سخنی رهزن هوشم ۴
با شعله خورشید چه سازد نفس صبح؟
روشنتر ازانم که توان کرد خموشم ۵
در دل شکند شیشه مرا خنده گلها
آواز تو زان دم که رسیده است به گوشم ۶
بر باده سر جوش نباشد نظر من
کز درد توان گرد برآورد ز هوشم ۷
در عالم ایجاد من آن طفل یتیمم
کز شیر به دشنام کند دایه خموشم ۸
چون کعبه، برازندگیم در نظر خلق
زان است که من جامه پوشیده نپوشم ۹
صائب منم آن نغمه را کز دل پر جوش
موقوف بهاران نبود جوش و خروشم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۰۵ - از تلخ زبانان نشود پست خروشم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۰۷ - بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.