خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از حالات روحی و درونی خود سخن میگوید. او از دیوانگی، عشق، تنهایی، حسرت و ناامیدی میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند خانه، میخانه، بتخانه و کعبه اشاره میکند که نمادهایی از زندگی، عشق و معنویت هستند. شاعر احساس میکند که درگیر تناقضات درونی است و از این وضعیت رنج میبرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات به میخانه و بتخانه ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشد که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
غزل ۵۹۰۷ - بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
ساقی و می و مطرب و میخانه خویشم ۱
شد خوبی گفتار ز کردار حجابم
درخواب ز شیرینی افسانه خویشم ۲
زان روز که گردیده ام از خانه بدوشان
هر جا که روم معتکف خانه خویشم ۳
هر چند که دادند دو عالم به بهایم
خجلت زده از گوهر یکدانه خویشم ۴
بی داغ تو عضوی به تنم نیست چو طاوس
از بال و پر خویش پریخانه خویشم ۵
دیوار من از خضر کند وحشت سیلاب
ویران شده همت مردانه خویشم ۶
یک ذره دل سختم از اسلام نشد نرم
در کعبه همان ساکن بتخانه خویشم ۷
آن زاهد خشکم که در ایام بهاران
در زیر گل از سبحه صد دانه خویشم ۸
صائب شده ام بس که گرانبار علایق
بیرون نبرد بیخودی از خانه خویشم ۹
ساقی و می و مطرب و میخانه خویشم ۱
شد خوبی گفتار ز کردار حجابم
درخواب ز شیرینی افسانه خویشم ۲
زان روز که گردیده ام از خانه بدوشان
هر جا که روم معتکف خانه خویشم ۳
هر چند که دادند دو عالم به بهایم
خجلت زده از گوهر یکدانه خویشم ۴
بی داغ تو عضوی به تنم نیست چو طاوس
از بال و پر خویش پریخانه خویشم ۵
دیوار من از خضر کند وحشت سیلاب
ویران شده همت مردانه خویشم ۶
یک ذره دل سختم از اسلام نشد نرم
در کعبه همان ساکن بتخانه خویشم ۷
آن زاهد خشکم که در ایام بهاران
در زیر گل از سبحه صد دانه خویشم ۸
صائب شده ام بس که گرانبار علایق
بیرون نبرد بیخودی از خانه خویشم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۰۶ - دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۰۸ - تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.