خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این غزل از خواجه نظیری بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره تنهایی، درد و رنج، و اشتیاق به آزادی است. شاعر از تاریکی و ناامیدی زندگی خود میگوید و آرزوی رهایی از قفس زندگی را دارد. همچنین، اشارههایی به طبیعت و عناصر آن مانند گل، شبنم، و خورشید دارد که نماد امید و زیبایی هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
غزل ۵۹۰۸ - تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟
تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟
رنگین نشود پنبه ز خونابه داغم ۱
هر چند که چون ذره ندارم به جگر آب
از چشمه خورشید خورد آب، دماغم ۲
وقت است که بر تن بدرم اطلس افلاک
از جامه فانوس به تنگ است چراغم ۳
در کنج قفس چند دل خویش توان خورد؟
شبنم زده گردید لب گل ز سراغم ۴
غماز نباشد لب زخم جگر من
بیرون نرود بوی گل از رخنه باغم ۵
میخواره ام و تشنه یاران موافق
هر جا گل ابری است بود پنبه داغم ۶
این آن غزل خواجه نظیری است که می گفت
فصلی نگذشته است ز سر سبزی باغم ۷
رنگین نشود پنبه ز خونابه داغم ۱
هر چند که چون ذره ندارم به جگر آب
از چشمه خورشید خورد آب، دماغم ۲
وقت است که بر تن بدرم اطلس افلاک
از جامه فانوس به تنگ است چراغم ۳
در کنج قفس چند دل خویش توان خورد؟
شبنم زده گردید لب گل ز سراغم ۴
غماز نباشد لب زخم جگر من
بیرون نرود بوی گل از رخنه باغم ۵
میخواره ام و تشنه یاران موافق
هر جا گل ابری است بود پنبه داغم ۶
این آن غزل خواجه نظیری است که می گفت
فصلی نگذشته است ز سر سبزی باغم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۰۷ - بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۰۹ - در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.