هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر درد و رنج عشق، فداکاری، و جستجوی معنویت است. شاعر از عشق به عنوان یک سفر پرخطر یاد میکند و تمایل خود را برای رسیدن به حقیقت و نجات دیگران نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند مرگ و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۹۱۰ - جان را به دم خنجر قاتل برسانم
جان را به دم خنجر قاتل برسانم
طوفان زده خویش به ساحل برسانم ۱
چندان مرو ای جان که من از گریه شادی
آبی به کف خنجر قاتل برسانم ۲
موجم که به هر آمدن و رفتن ازین بحر
فیضی به لب تشنه ساحل برسانم ۳
صد بار جرس گشتم و پاس ادب عشق
نگذاشت که آواز به محمل برسانم ۴
استادگی من نه پی راحت خویش است
درمانده خضرم که به منزل برسانم ۵
از کشتن من رنگ رخش آب دگر یافت
کو دست که آیینه به قاتل برسانم؟ ۶
مفت است اگر از سفر پر خطر عشق
نقش قدم خویش به منزل برسانم ۷
سرچشمه صحرای جنون زهره شیرست
خود را ز پی نو سفر دل برسانم ۸
از اهل دل امروز کسی طالب دل نیست
چون غنچه چرا خون خورم و دل برسانم؟ ۹
کو رهبر توفیق، کز این غمکده صائب
خود را به سلامتکده دل برسانم ۱۰
طوفان زده خویش به ساحل برسانم ۱
چندان مرو ای جان که من از گریه شادی
آبی به کف خنجر قاتل برسانم ۲
موجم که به هر آمدن و رفتن ازین بحر
فیضی به لب تشنه ساحل برسانم ۳
صد بار جرس گشتم و پاس ادب عشق
نگذاشت که آواز به محمل برسانم ۴
استادگی من نه پی راحت خویش است
درمانده خضرم که به منزل برسانم ۵
از کشتن من رنگ رخش آب دگر یافت
کو دست که آیینه به قاتل برسانم؟ ۶
مفت است اگر از سفر پر خطر عشق
نقش قدم خویش به منزل برسانم ۷
سرچشمه صحرای جنون زهره شیرست
خود را ز پی نو سفر دل برسانم ۸
از اهل دل امروز کسی طالب دل نیست
چون غنچه چرا خون خورم و دل برسانم؟ ۹
کو رهبر توفیق، کز این غمکده صائب
خود را به سلامتکده دل برسانم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۰۹ - در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۱۱ - کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.