هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجهای روحی و عاطفی خود سخن میگوید، از تنهایی، ناامیدی و احساس بیپناهی در دنیایی که برایش تاریک و بیروشنایی است. او از نداشتن پناهگاه و همدل شکایت دارد و آرزوی رهایی از این وضعیت را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۵۹۱۵ - کو می که ز زندان دل تنگ برآیم؟
کو می که ز زندان دل تنگ برآیم؟
چون لاله نفس سوخته زین سنگ برآیم ۱
یک سوخته دل نیست پذیرای شرارم
آخر به چه امید من از سنگ برآیم؟ ۲
چون نیست مرا شهپر گلزار رسیدن
از بهر چه من زین قفس تنگ برآیم؟ ۳
در روی زمین نیست چو یک چهره روشن
چون آینه بی وجه چه از زنگ برآیم؟ ۴
این دایره چون شد تهی از نغمه شناسان
از پرده برای چه به آهنگ برآیم؟ ۵
یک سو غم دنیا و دگر سو غم عقبی
با اینهمه غم چون من دلتنگ برآیم؟ ۶
کو باده لعلی، که ازین پیکرخاکی
سیراب چو لعل از جگر سنگ برآیم ۷
ای مهر برون آ، که به یک چشم زدن من
چون شبنم ازین دایره رنگ برآیم ۸
بر هیچ دلی نیست گران کوه غم من
با این سبکی من به که همسنگ برآیم؟ ۹
در هیچ لباس از تو مرا نیست جدایی
یکرنگ توام گر چه به صد رنگ برآیم ۱۰
چون رنگ پر و بال شکسته است درین باغ
صائب ز چه از عالم بیرنگ برآیم؟ ۱۱
چون لاله نفس سوخته زین سنگ برآیم ۱
یک سوخته دل نیست پذیرای شرارم
آخر به چه امید من از سنگ برآیم؟ ۲
چون نیست مرا شهپر گلزار رسیدن
از بهر چه من زین قفس تنگ برآیم؟ ۳
در روی زمین نیست چو یک چهره روشن
چون آینه بی وجه چه از زنگ برآیم؟ ۴
این دایره چون شد تهی از نغمه شناسان
از پرده برای چه به آهنگ برآیم؟ ۵
یک سو غم دنیا و دگر سو غم عقبی
با اینهمه غم چون من دلتنگ برآیم؟ ۶
کو باده لعلی، که ازین پیکرخاکی
سیراب چو لعل از جگر سنگ برآیم ۷
ای مهر برون آ، که به یک چشم زدن من
چون شبنم ازین دایره رنگ برآیم ۸
بر هیچ دلی نیست گران کوه غم من
با این سبکی من به که همسنگ برآیم؟ ۹
در هیچ لباس از تو مرا نیست جدایی
یکرنگ توام گر چه به صد رنگ برآیم ۱۰
چون رنگ پر و بال شکسته است درین باغ
صائب ز چه از عالم بیرنگ برآیم؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۱۴ - از بخت سیه پست نگردید نوایم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۱۶ - ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.