هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره زندگی، عشق و سرنوشت انسان است. او از نداشتن امکانات و آرامش در زندگی شکایت می‌کند، اما در عین حال به عشق و سرنوشت خود راضی است. شاعر خود را مانند حباب دریا یا ماهی در دریای پرآشوب توصیف می‌کند که از گیرایی قلاب و خواب غافل است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند.

غزل ۵۹۳۲ - ما طالع جمعیت اسباب نداریم

ما طالع جمعیت اسباب نداریم
روزی که هوا هست می ناب نداریم ۱

روی دل ما در حرم کعبه بود فرش
در ظاهر اگر روی به محراب نداریم ۲

فریاد که از گردش بیهوده درین بحر
جز خار و خسی چند چو گرداب نداریم ۳

آه قدر انداز به فرمان دل ماست
در قبضه اگر تیغ سیه تاب نداریم ۴

قانع به هواداری دریا چو حبابیم
ما حوصله گوهر سیراب نداریم ۵

چون ماهی لب بسته درین بحر پر آشوب
اندیشه ز گیرایی قلاب نداریم ۶

کفران بود از فتنه خوابیده شکایت
ما شکوه ای از بخت گرانخواب نداریم ۷

آن بلبل مستیم درین باغچه صائب
کز شور محبت خبر از خواب نداریم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۳۱ - تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۳۳ - یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.