هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی، درد عشق، بیقراری و بیپناهی خود سخن میگوید. او احساس میکند که در دنیای پر از وحشت و غم، جایی برای آرامش ندارد و از روزگار شکایتی ندارد. همچنین، از گذشتن از ناموس و اعتبار سخن میگوید اما هنوز در عشق اعتباری ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، احساسات شدید ناامیدی و غم ممکن است برای مخاطبان جوان مناسب نباشد.
غزل ۵۹۴۵ - به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
ستاره سوخته ام چشم بر بهار ندارم ۱
چو درد و داغ محبت درین قلمرو وحشت
بغیر گوشه دل هیچ جا قرار ندارم ۲
گذشته است ز منصور پایه سخن من
سر جدال به هر طفل نی سوار ندارم ۳
عنان سیر مرا شوق بیقرار که دارد؟
که همچو ریگ روان هیچ جا قرار ندارم ۴
خجل ز رهزن این وادیم که در همه عالم
چو گردباد لباسی به جز غبار ندارم ۵
گرم به چرخ برآرد، ورم به خاک سپارد
دماغ شکر و شکایت ز روزگار ندارم ۶
هزار حلقه فزون جنگ با نسیم نمودم
هنوز راه در آن زلف تابدار ندارم ۷
عبیر پیرهن گوهرست گرد یتیمی
به دل غباری ازان خط مشکبار ندارم ۸
(بود چو تیغ ز من آب لاله زار شهادت
چه شد به ظاهر اگر نم به جویبار ندارم؟ ) ۹
گذشتیم از سر ناموس و اعتبار چو صائب
هنوز در نظر عشق اعتبار ندارم ۱۰
ستاره سوخته ام چشم بر بهار ندارم ۱
چو درد و داغ محبت درین قلمرو وحشت
بغیر گوشه دل هیچ جا قرار ندارم ۲
گذشته است ز منصور پایه سخن من
سر جدال به هر طفل نی سوار ندارم ۳
عنان سیر مرا شوق بیقرار که دارد؟
که همچو ریگ روان هیچ جا قرار ندارم ۴
خجل ز رهزن این وادیم که در همه عالم
چو گردباد لباسی به جز غبار ندارم ۵
گرم به چرخ برآرد، ورم به خاک سپارد
دماغ شکر و شکایت ز روزگار ندارم ۶
هزار حلقه فزون جنگ با نسیم نمودم
هنوز راه در آن زلف تابدار ندارم ۷
عبیر پیرهن گوهرست گرد یتیمی
به دل غباری ازان خط مشکبار ندارم ۸
(بود چو تیغ ز من آب لاله زار شهادت
چه شد به ظاهر اگر نم به جویبار ندارم؟ ) ۹
گذشتیم از سر ناموس و اعتبار چو صائب
هنوز در نظر عشق اعتبار ندارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۴۴ - مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴۶ - چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.