هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس تنهایی، بی‌کسی و ناامیدی خود سخن می‌گوید. او خود را در میان مردم بی‌سواد و بی‌نشان، مانند کتابی بسته و عقابی در پنجه‌ی باد می‌بیند. با وجود ناامیدی، هنوز امیدوار است و خود را در وحدت با حق مستغرق می‌داند. او از عشق سخن می‌گوید و اینکه دلش همیشه در آتش عشق می‌سوزد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۹۴۶ - چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم

چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
در بزم بیسوادان لب بسته چون کتابم ۱

در ملک بی نشانی ازمن چه جرم سر زد؟
کز شش جهت فکندند در پنجه عقابم ۲

هر چند کشتی من بر خشک بسته گردون
نومید بر نگشته است یک تشنه از سرابم ۳

محو محیط وحدت مستغرق وصال است
من از ره تعین سرگشته چون حبابم ۴

در زهد خشک باشد پوشیده مشرب من
آب حیاتم اما خس پوش از سرابم ۵

چون ماه نو تواضع با خاکیان نمایم
با آن شکوه گردون گیرد اگر رکابم ۶

هرگز دلم نبوده است بی داغ عشق صائب
چسبیده است دایم بر اخگری کبابم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۴۵ - به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴۷ - از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.