خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناتوانی شاعر در دیدن چهره بینقاب معشوق، تابش خورشید، و آرامش در زندگی است. شاعر از بیقراری عمر، ناتوانی در آرامش، و نالههای بیپاسخ سخن میگوید. همچنین، او از محدودیتهای خود در برابر قدرتهای بزرگتر مانند خورشید و الماس میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند نالههای بیپاسخ و بیقراری عمر ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامفهوم باشد.
غزل ۶۱۰۷ - بی نقاب آن چهره را دیدن نمی آید ز من
بی نقاب آن چهره را دیدن نمی آید ز من
پنجه خورشید تابیدن نمی آید ز من ۱
می توانم شد سپند آن روی آتشناک را
گر به گرد شمع گردیدن نمی آید ز من ۲
از سبک جولانی عمرست بی آرامیم
در گذار سیل خوابیدن نمی آید ز من ۳
گر چه دارد ناخن الماس دست جرأتم
سینه موری خراشیدن نمی آید ز من ۴
شمع من گردن به امید خموشی می کشد
بر فروغ خویش لرزیدن نمی آید ز من ۵
بادپیمایی است صائب ناله بی فریادرس
چون جرس بیهوده نالیدن نمی آید ز من ۶
پنجه خورشید تابیدن نمی آید ز من ۱
می توانم شد سپند آن روی آتشناک را
گر به گرد شمع گردیدن نمی آید ز من ۲
از سبک جولانی عمرست بی آرامیم
در گذار سیل خوابیدن نمی آید ز من ۳
گر چه دارد ناخن الماس دست جرأتم
سینه موری خراشیدن نمی آید ز من ۴
شمع من گردن به امید خموشی می کشد
بر فروغ خویش لرزیدن نمی آید ز من ۵
بادپیمایی است صائب ناله بی فریادرس
چون جرس بیهوده نالیدن نمی آید ز من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۰۶ - دل ز کاهش واصل آن یار جانی شد ز من
گوهر بعدی:غزل ۶۱۰۸ - از جفای چرخ نالیدن نمی آید ز من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.