خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تنهایی و خلوت با خود به عنوان ارزشی والا یاد میکند و از بیتفاوتی و نبود وحدت در جمع گله میکند. او ترجیح میدهد در خلوت خود با دلش به سر ببرد و از شراب و عزلت لذت ببرد. شاعر همچنین به اهمیت پاکی دل و دوری از غبار کدورت اشاره میکند و در نهایت، ملک وحدت را در تنهایی میجوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن، مانند وحدت وجود، خلوتگزینی، و تقابل کثرت و وحدت، برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۱۲۸ - بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
به که دارم با دل خود خلوتی در انجمن ۱
با خمار کلفت و تنهایی خلوت خوشم
نیست در گردش شراب الفتی در انجمن ۲
در گذر از شهر بند کثرت و وحدت که نیست
حالتی در خلوت و کیفیتی در انجمن ۳
باد نتواند پریشان ساختن وقت مرا
شمع فانوسم که دارم خلوتی در انجمن ۴
چند روزی غنچه می سازم پر خود را، مگر
وا کند پروانه بال شهرتی در انجمن ۵
عالم آب است، با ما صاف کن دل را، مباد
راست سازد قد غبار کلفتی در انجمن ۶
بند حیرت می زنم بر دست گلچینان شمع
گر کشم از سینه آه غیرتی در انجمن ۷
دست چون در دامن سجاده تقوی زنم؟
داده ام با جام دست بیعتی در انجمن ۸
می توانی ملک وحدت را به تنهایی گرفت
همچو صائب گر بداری خلوتی در انجمن ۹
به که دارم با دل خود خلوتی در انجمن ۱
با خمار کلفت و تنهایی خلوت خوشم
نیست در گردش شراب الفتی در انجمن ۲
در گذر از شهر بند کثرت و وحدت که نیست
حالتی در خلوت و کیفیتی در انجمن ۳
باد نتواند پریشان ساختن وقت مرا
شمع فانوسم که دارم خلوتی در انجمن ۴
چند روزی غنچه می سازم پر خود را، مگر
وا کند پروانه بال شهرتی در انجمن ۵
عالم آب است، با ما صاف کن دل را، مباد
راست سازد قد غبار کلفتی در انجمن ۶
بند حیرت می زنم بر دست گلچینان شمع
گر کشم از سینه آه غیرتی در انجمن ۷
دست چون در دامن سجاده تقوی زنم؟
داده ام با جام دست بیعتی در انجمن ۸
می توانی ملک وحدت را به تنهایی گرفت
همچو صائب گر بداری خلوتی در انجمن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۲۷ - آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من
گوهر بعدی:غزل ۶۱۲۹ - کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.