هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه به موضوعاتی مانند عشق، صفای دل، رنج عاشق، و رابطهی انسان با هستی میپردازد. با استفاده از استعارههای زیبا مانند صاف شدن دل، آفتاب حقیقت، گریهی عاشق، و بحر عشق، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و اضطراب ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۱۳۵ - دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
صبح چون گردید روشن، آفتاب آید برون ۱
می جهد آتش چو شمع از دیده گریان من
هیچ کس نشنیده است آتش ز آب آید برون ۲
بی دهن شو تا غم روزی نباید خوردنت
کوزه لب بسته از خم پر شراب آید برون ۳
گریه چندین عقده مشکل به کار دل فزود
از نزول قطره از دریا حباب آید برون ۴
موج بی آرام باشد بحر تا در شورش است
نبض عاشق چون به مرگ از اضطراب آید برون؟ ۵
محو گردد در فروغ عشق، عقل خیره سر
دزد در کنجی خزد چون ماهتاب آید برون ۶
تا نسوزی چرخ را صائب ز آه آتشین
آفتاب دل محال است از حجاب آید برون ۷
صبح چون گردید روشن، آفتاب آید برون ۱
می جهد آتش چو شمع از دیده گریان من
هیچ کس نشنیده است آتش ز آب آید برون ۲
بی دهن شو تا غم روزی نباید خوردنت
کوزه لب بسته از خم پر شراب آید برون ۳
گریه چندین عقده مشکل به کار دل فزود
از نزول قطره از دریا حباب آید برون ۴
موج بی آرام باشد بحر تا در شورش است
نبض عاشق چون به مرگ از اضطراب آید برون؟ ۵
محو گردد در فروغ عشق، عقل خیره سر
دزد در کنجی خزد چون ماهتاب آید برون ۶
تا نسوزی چرخ را صائب ز آه آتشین
آفتاب دل محال است از حجاب آید برون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۳۴ - جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
گوهر بعدی:غزل ۶۱۳۶ - حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.