خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای عمیق، مفاهیمی مانند جدایی از دنیای مادی، جستجوی معنویت، و پیچیدگیهای زندگی را بیان میکند. شاعر از عناصری مانند جان، بهشت، جنت، آدم، و زلیخا برای انتقال مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۱۳۴ - جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
جغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون ۱
فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبز
خوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون ۲
چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دوید
جنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون ۳
هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل است
زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون ۴
پرده بیگانگی چون از میان برداشتند
برهمن از کعبه، زاهد از کنشت آمد برون ۵
جان روشن از غبار آلودگان صائب بجو
باده چون آفتاب از زیر خشت آمد برون ۶
جغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون ۱
فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبز
خوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون ۲
چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دوید
جنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون ۳
هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل است
زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون ۴
پرده بیگانگی چون از میان برداشتند
برهمن از کعبه، زاهد از کنشت آمد برون ۵
جان روشن از غبار آلودگان صائب بجو
باده چون آفتاب از زیر خشت آمد برون ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۳۳ - خط سر از خال لب جانانه می آرد برون
گوهر بعدی:غزل ۶۱۳۵ - دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.