خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان دردها و آههای درونی انسان میپردازد. شاعر از عشق، رنج، ظلم، و امید سخن میگوید و با اشاره به مفاهیمی مانند زندان جسم، بحر سراب، و محشر، به مسائل فلسفی و عرفانی نیز اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و ظلم نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
غزل ۶۱۵۲ - چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
از جگرگاه بدخشان آه می آید برون ۱
تا قیامت دل نخواهد ماند در زندان جسم
عاقبت از زیر ابر این ماه می آید برون ۲
چون نظر بر حاصل عمر عزیزان می کنم
از دل بی حاصلم صد آه می آید برون ۳
تشنه، برگردید سیراب از لب بحر سراب
دلو ما خالی همان از چاه می آید برون ۴
می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا
دورباش شاه پیش از شاه می آید برون ۵
سایه بیدست در گرمای محشر، هر که را
آه سردی از دل آگاه می آید برون ۶
می جهند از آه مظلومان سلامت ظالمان
برق اگر سالم ز خرمنگاه می آید برون ۷
نقطه ای کز خامه صائب تراوش می کند
ماه کنعانی بود کز چاه می آید برون ۸
از جگرگاه بدخشان آه می آید برون ۱
تا قیامت دل نخواهد ماند در زندان جسم
عاقبت از زیر ابر این ماه می آید برون ۲
چون نظر بر حاصل عمر عزیزان می کنم
از دل بی حاصلم صد آه می آید برون ۳
تشنه، برگردید سیراب از لب بحر سراب
دلو ما خالی همان از چاه می آید برون ۴
می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا
دورباش شاه پیش از شاه می آید برون ۵
سایه بیدست در گرمای محشر، هر که را
آه سردی از دل آگاه می آید برون ۶
می جهند از آه مظلومان سلامت ظالمان
برق اگر سالم ز خرمنگاه می آید برون ۷
نقطه ای کز خامه صائب تراوش می کند
ماه کنعانی بود کز چاه می آید برون ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۵۱ - گر بنالم خون ز چشم سنگ می آید برون
گوهر بعدی:غزل ۶۱۵۳ - از تن خاکی دل صد پاره می آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.