هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر است که با زبان تند و آتشین خود، دردهای پنهانش را آشکار میکند. او از عشقی بیزوال سخن میگوید که گرمی آن حتی استخوانش را به سرمه تبدیل میکند. شاعر با تصاویری مانند اشک یعقوب و کاروان نیکبختی که نمیآید، احساس ناامیدی و انتظار را منتقل میکند. در عین حال، او به قدرت معنوی و هنری خود افتخار میکند و امیدوار است که شعرش به عرش برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۲۳۹ - ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
نمک بر چشم سوزن می زند زخم نهان من ۱
دل صیاد می لرزد به دام از دانه اشکم
خطر دارد قفس از ناله آتش زبان من ۲
ز عشق بی زوالی در خود آن گرمی گمان دارم
که مغز صد هما را سرمه سازد استخوان من ۳
به چشم انتظارم گل فتاد از اشک یعقوبی
نمی آید ز مصر نیک بختی کاروان من ۴
دو صد ابر بهاری در رکابش خوشه چین باشد
به صحرا چون خرامد گریه آتش عنان من ۵
ز زور طبع معنی آفرین صائب طمع دارم
که از طاق بلند عرش آویزد کمان من ۶
نمک بر چشم سوزن می زند زخم نهان من ۱
دل صیاد می لرزد به دام از دانه اشکم
خطر دارد قفس از ناله آتش زبان من ۲
ز عشق بی زوالی در خود آن گرمی گمان دارم
که مغز صد هما را سرمه سازد استخوان من ۳
به چشم انتظارم گل فتاد از اشک یعقوبی
نمی آید ز مصر نیک بختی کاروان من ۴
دو صد ابر بهاری در رکابش خوشه چین باشد
به صحرا چون خرامد گریه آتش عنان من ۵
ز زور طبع معنی آفرین صائب طمع دارم
که از طاق بلند عرش آویزد کمان من ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۳۸ - گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۴۰ - نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.