هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌ثمری تلاش‌هایش در عشق شکایت دارد و به ناتوانی در رسیدن به معشوق اشاره می‌کند. همچنین، از تواضع در برابر فرودستان و دوری از زورگویی سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به گمنامی و ارزش‌های انسانی مانند گرانجانی و صداقت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، و پرداختن به موضوعاتی مانند رنج و شکایت که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۶۲۴۰ - نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من

نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
نمک پرورده عشق است مغز استخوان من ۱

زمین تنگ میدان نیست جای گرم جولانان
وگرنه توسن گردون بود در زیر ران من ۲

به کوری خرج شد اشکی که پروردم به خون دل
گلویی تر نشد چون شمع از آب روان من ۳

برآمد بس که بی حاصل نهال من، عجب دارم
که سر بالا کند چون بید مجنون باغبان من ۴

ز خواهش های الوان در ره سیل خطر بودم
دل بی مدعا زین سیل شد دارالامان من ۵

تواضع با فرودستان بود خوش از زبردستان
وگرنه دور باش از زور خود دارد کمان من ۶

گرفتم گوشه بر امید گمنامی، ندانستم
که کوه قاف چون عنقا شود سنگ نشان من ۷

گرانجانی نباشد پیشه من با خریداران
به سیم قلب یوسف می خرند از کاروان من ۸

ز هزل و هجو دادم تو به صائب شوخ طبعان را
دهان عالمی شد چون صدف پاک از دهان من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۳۹ - ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۴۱ - ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.