هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج شاعر از ناملایمات زندگی و بی وفایی دوستان است. او با تصاویر شاعرانه مانند جوی خون، برق بلا، و آه آتشین، احساسات عمیق خود را بیان می کند. با وجود ظاهر تلخ، گفتارش شیرین است و در پس پرده‌های سختی، امیدواری وجود دارد. شاعر از ناله‌های مجنون وار خود می‌گوید و در پایان، با وجود همه غم‌ها، به آینده امیدوار است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، استفاده از استعاره‌های پیچیده و تصاویر شاعرانه‌ای مانند خون و آتش ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند ناامیدی و امیدواری نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۶۲۴۱ - ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من

ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
ز دامنگیری او جوی خون شد آستین من ۱

به این طالع چرا از دوستان من راستی جویم؟
که افتاده است چپ با دست من نقش نگین من ۲

اگر چه ظاهرم تلخ است، شیرین است گفتارم
نهان در پرده زنبور باشد انگبین من ۳

ز بس بر خرمنم برق بلا ده تیغه می بارد
به خاکستر نشیند تا به گردن خوشه چین من ۴

شفق هر صبحدم صد کاسه خون در ساغرم ریزد
فلک از کهکشان هر شب کمر بندد به کین من ۵

مده رو پیش چشم من نقاب بی مروت را
مباد آید برون از پرده آه آتشین من ۶

دماغ ناله مجنون صحرایی کجا دارد؟
جرس را مهر بر لب می نهد محمل نشین من ۷

امیدی هست آب رفته اش دیگر به جو آید
یکی سازد به مژگان دست را گر آستین من ۸

تو ای صائب دل خرم اگر داری خوشت باشد
گره فرسود شد در گرد غم چین جبین من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۴۰ - نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۴۲ - ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.