هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، از درد عشق و نگاه معشوق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌پروایی معشوق، نگاه‌های کم‌توجه او، و تأثیرات عشق بر زندگی خود می‌نالد. همچنین، اشاره‌هایی به رقابت، غرور معشوق، و آشفتگی ناشی از عشق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارند.

غزل ۶۲۴۲ - ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من

ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
ز شوخی می کند چون زلف خود بازی به آه من ۱

به استغنا دل از عاشق ستاند کم نگاه من
به شمشیر تغافل ملک گیرد پادشاه من ۲

خدا زین برق عالمسوز جانان را نگه دارد!
که مژگان می شود انگشت زنهار از نگاه من ۳

نمی داند خس و خاشاک بال شعله می گردد
رقیب از ساده لوحی خار می ریزد به راه من ۴

غرور یار از اظهار عجز من یکی صد شد
به کار مدعی آمد درین دعوی گواه من ۵

پریشان کرد خط یار اوراق حواسم را
که را گویم که از گردی پریشان شد سپاه من؟ ۶

محبت جمع با تن پروری صائب نمی گردد
وگرنه می شود هر سایه خاری پناه من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۴۱ - ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۴۳ - اگر اشک پشیمانی نگردد عذرخواه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.