هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، زیبایی معشوق و احساسات شاعر را با استفاده از استعاره‌های طبیعی مانند خورشید، سرو، یوسف و ماه توصیف می‌کند. شاعر از عشق، رهایی از محدودیت‌ها، و امید به آینده سخن می‌گوید و در پایان به شکستن قیدوبندها و حفظ دل اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات تاریخی (مانند یوسف و مصر) نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۶۲۵۸ - چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن

چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن
نیست یک سرو به غیر از تو درین سبز چمن ۱

یوسف از غیرت آن نرگس نیلوفر رنگ
رفت تا مصر که در نیل زند پیراهن ۲

بگذار از پرده ناموس که سرگرمی عشق
نه چراغی است که پوشیده شود از دامن ۳

همچنان می پرد از بی خبری چشم حباب
گر چه با بحر بود در ته یک پیرهن ۴

هاله ماه ز شوق تو گشاده است آغوش
چند چون شمع توان بود گرفتار لگن؟ ۵

تن به زندان غریبی ندهد کس، چه کند؟
نیست بی چاه حسد دامن صحرای وطن ۶

مرگ در مذهب ما رخصت بال افشانی است
صبح امید دمد اهل صفا را ز کفن ۷

صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت
بشکن شاخ نبات و دل ما را مشکن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۵۷ - نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
گوهر بعدی:غزل ۶۲۵۹ - می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.