هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوع سختیهای سرودن شعر و هنر شاعری میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند دندان افشردن، اشک فرو خوردن، و چوگان شدن قامت، دشواریهای خلق اثر هنری را بیان میکند. او تأکید دارد که تنها با تحمل رنج و تلاش فراوان میتوان به کمال در سخنوری رسید و شعر ماندگار آفرید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۲۶۰ - چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
چون صدف اشک فرو خوردن و گوهر کردن ۱
چون قلم تا سر خود را ننهی بر کف دست
نتوان وادی خونخوار سخن سر کردن ۲
تا قدم دایره سان بر سر خود نگذاری
معنی از عالم بالا نتوان آوردن ۳
تا چون چوگان نشود قامتت از فکر سخن
از حریفان نتوان گوی فصاحت بردن ۴
آن ازین کوچه برد سر به سلامت بیرون
که سر سخت ز هر سنگ تواند خوردن ۵
هر که سر در سر معنی نکند همچو قلم
به که ناموس تخلص نکشد بر گردن ۶
سخنی کز سر اندیشه نباشد پوچ است
شعر پر مغز نگردد ز دهن پر کردن ۷
سخن آن است که چون پرده ز رخسار کشد
رنگ از چهره یاقوت تواند بردن ۸
ارج اهل سخن این بس، که به افلاک رسید
شعله شهرت این طایفه بعد از مردن ۹
در گذر صائب ازین مرحله آتش خیز
بیش ازین پای در آتش نتوان افشردن ۱۰
چون صدف اشک فرو خوردن و گوهر کردن ۱
چون قلم تا سر خود را ننهی بر کف دست
نتوان وادی خونخوار سخن سر کردن ۲
تا قدم دایره سان بر سر خود نگذاری
معنی از عالم بالا نتوان آوردن ۳
تا چون چوگان نشود قامتت از فکر سخن
از حریفان نتوان گوی فصاحت بردن ۴
آن ازین کوچه برد سر به سلامت بیرون
که سر سخت ز هر سنگ تواند خوردن ۵
هر که سر در سر معنی نکند همچو قلم
به که ناموس تخلص نکشد بر گردن ۶
سخنی کز سر اندیشه نباشد پوچ است
شعر پر مغز نگردد ز دهن پر کردن ۷
سخن آن است که چون پرده ز رخسار کشد
رنگ از چهره یاقوت تواند بردن ۸
ارج اهل سخن این بس، که به افلاک رسید
شعله شهرت این طایفه بعد از مردن ۹
در گذر صائب ازین مرحله آتش خیز
بیش ازین پای در آتش نتوان افشردن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۵۹ - می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن
گوهر بعدی:غزل ۶۲۶۱ - دیده زان حسن به سامان چه تواند بردن؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.