هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم و اندوه، عشق ناکام، و ناتوانی در رهایی از دردهای درونی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند جام غم، آینه زنگزده، و گلستان بیرنگ، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به ناتوانی انسان در دیدن زیباییهای جهان بدون پاک کردن زنگار دل اشاره دارد و رنج عشق بیپاسخ را توصیف مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۲۹۳ - جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
صیقل این آینه از زنگ نیارد بیرون ۱
پیش ما سوختگان خام بود سوخته ای
که شرار از جنگ سنگ نیارد بیرون ۲
ناقصان عاشق رنگینی لفظند که طفل
از گلستان گل بی رنگ نیارد بیرون ۳
نشود در نظرش زشتی دنیا روشن
تا کسی آینه از زنگ نیارد بیرون ۴
چه کند زخم زبان با دل سختی که تراست؟
نیشتر خون ز رگ سنگ نیارد بیرون ۵
شب امید مرا صبح نگردد طالع
تا عذارش خط شبرنگ نیارد بیرون ۶
لذت درد حرام است بر آن بی توفیق
که ز گلزار دل تنگ نیارد بیرون ۷
نشود عالم افسرده گلستان صائب
تا سر از خم می گلرنگ نیارد بیرون ۸
صیقل این آینه از زنگ نیارد بیرون ۱
پیش ما سوختگان خام بود سوخته ای
که شرار از جنگ سنگ نیارد بیرون ۲
ناقصان عاشق رنگینی لفظند که طفل
از گلستان گل بی رنگ نیارد بیرون ۳
نشود در نظرش زشتی دنیا روشن
تا کسی آینه از زنگ نیارد بیرون ۴
چه کند زخم زبان با دل سختی که تراست؟
نیشتر خون ز رگ سنگ نیارد بیرون ۵
شب امید مرا صبح نگردد طالع
تا عذارش خط شبرنگ نیارد بیرون ۶
لذت درد حرام است بر آن بی توفیق
که ز گلزار دل تنگ نیارد بیرون ۷
نشود عالم افسرده گلستان صائب
تا سر از خم می گلرنگ نیارد بیرون ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۹۲ - داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
گوهر بعدی:غزل ۶۲۹۴ - ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.