هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند غم، عشق، ناامیدی، ظلم و تقدیر می‌پردازد. شاعر از ناتوانی در رهایی از دردها و مشکلات سخن می‌گوید و به این اشاره دارد که برخی چیزها، مانند دانه سوخته یا ناله از دل شکسته، هرگز بیرون نمی‌آیند. همچنین، انتقادی به ریاکاری و ظلم دارد و به قدرت عشق و تأثیر آن بر انسان اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، اشاره به ناامیدی و دردهای وجودی، و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این متن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

غزل ۶۲۹۹ - غم به اشک از دل غمناک نیاید بیرون

غم به اشک از دل غمناک نیاید بیرون
به گرستن گره از تاک نیاید بیرون ۱

از کف ساده آیینه برون آمد موی
دانه ماست که از خاک نیاید بیرون ۲

ریشه در مغز اجابت نتواند کردن
ناله ای کز دل صد چاک نیاید بیرون ۳

نیست اندیشه محشر دل سودازده را
دانه سوخته از خاک نیاید بیرون ۴

نیست ممکن که پر و بال تواند وا کرد
تا دل از بیضه افلاک نیاید بیرون ۵

آتش ظلم به یک چشم زدن می میرد
برق از بوته خاشاک نیاید بیرون ۶

نشأه باده گلرنگ به تخت است مدام
دولت از سلسله تاک نیاید بیرون ۷

(هیچ بسمل نکشد سر به گریبان عدم
که ازان حلقه فتراک نیاید بیرون) ۸

کشش عشق شرار از جگر سنگ کشد
آه چون از دل غمناک نیاید بیرون؟ ۹

(زاهد از پرورش زهد ریایی عجب است
اگر از خاک تو مسواک نیاید بیرون) ۱۰

(دست بیعت به خزان فل بهاران دادم)
به سبکدستی من تاک نیاید بیرون) ۱۱

(نظر تربیت دهر علاجش نکند
هر که از بوته دل، پاک نیاید بیرون) ۱۲

(سخن صائب اگر بگذرد از عرش بلند
آفرین از لب ادراک نیاید بیرون) ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۹۸ - راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
گوهر بعدی:غزل ۶۳۰۰ - شور عشق از دل دیوانه نیاید بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.