خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از صائب تبریزی است که بر خودسازی، صبر، تواضع و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید دارد. شاعر مخاطب را به ترک غرور، صبر در برابر مشکلات، تواضع و تلاش برای رسیدن به کمال فرا میخواند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۳۴۰ - قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن
قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن
بکش به جیب سر خود کلاهداری کن ۱
به هر چه می کشدت دل درین سرای سپنج
به تیغ قطع تعلق نگاهداری کن ۲
نهاده اند ترا لوح خاک ازان به کنار
که گوشه ای بنشین مشق خاکساری کن ۳
گرت هواست که در وصل آفتاب رسی
به وقت صبح چو گردون ستاره باری کن ۴
به کوه، موجه دریا چه می کند صائب؟
علاج خصم سبکسر به بردباری کن ۵
بکش به جیب سر خود کلاهداری کن ۱
به هر چه می کشدت دل درین سرای سپنج
به تیغ قطع تعلق نگاهداری کن ۲
نهاده اند ترا لوح خاک ازان به کنار
که گوشه ای بنشین مشق خاکساری کن ۳
گرت هواست که در وصل آفتاب رسی
به وقت صبح چو گردون ستاره باری کن ۴
به کوه، موجه دریا چه می کند صائب؟
علاج خصم سبکسر به بردباری کن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۳۹ - کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن
گوهر بعدی:غزل ۶۳۴۱ - به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.