خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند امید، اندوه، عشق و ناامیدی سخن میگوید. او از شرایط سخت زندگی و تلاش برای غلبه بر مشکلات میگوید و از معشوقهاش میخواهد که به او توجه کند. همچنین، شاعر به قدرت درونی خود اشاره میکند که میتواند بر موانع غلبه کند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اندوه و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۶۳۴۸ - اگر به سوخته جانی رسد شراره من
اگر به سوخته جانی رسد شراره من
امید هست که روشن شود ستاره من ۱
به گریه ربط من امروز نیست، کز طفلی
ز اشک، تخت روان بود گاهواره من ۲
میا به دیدنم ای سنگدل برای خدا
که خون شود جگر سنگ از نظاره من ۳
ز سقف پست خطرهاست سربلندان را
مگر پیاده شود همت سواره من ۴
نشد گشاده ز دل عقده ای مرا، هر چند
ز سبحه گرد برآورد استخاره من ۵
خراب می شوی، از پیش راه من برخیز
که کار سیل کند مستی گذاره من ۶
به نور ماه مرا نیست حاجتی صائب
که پاره دل خویش است ماهپاره من ۷
امید هست که روشن شود ستاره من ۱
به گریه ربط من امروز نیست، کز طفلی
ز اشک، تخت روان بود گاهواره من ۲
میا به دیدنم ای سنگدل برای خدا
که خون شود جگر سنگ از نظاره من ۳
ز سقف پست خطرهاست سربلندان را
مگر پیاده شود همت سواره من ۴
نشد گشاده ز دل عقده ای مرا، هر چند
ز سبحه گرد برآورد استخاره من ۵
خراب می شوی، از پیش راه من برخیز
که کار سیل کند مستی گذاره من ۶
به نور ماه مرا نیست حاجتی صائب
که پاره دل خویش است ماهپاره من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۴۷ - به تن علاقه ندارد روان ساده من
گوهر بعدی:غزل ۶۳۴۹ - ز جوش نشأه به تنگ آمده است شیشه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.