هوش مصنوعی:
این شعر از فیض بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره تنهایی، سرگشتگی و رنجهای زندگی است. او از بیخانمانی، بینشان بودن و سرگشتگی در مسیر زندگی میگوید و از دردها و رنجهایی که در این راه متحمل شده است سخن میراند. شاعر همچنین به صداقت خود اشاره میکند و تأکید دارد که زبانش همچون تیغ تیز و راست است. در نهایت، او از خاک به عنوان نماد فروتنی و مراد خلق یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و سرگشتگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۳۹۹ - فیض نسیم صبح بود با فغان من
فیض نسیم صبح بود با فغان من
بر شاخ گل گران نبود آشیان من ۱
ریگ روان بادیه بی نشانیم
سرگشتگی است راهبر کاروان من ۲
چون برق، منتهای نفس منزل من است
بیچاره رهروی که شود همعنان من ۳
دستش ز تیر زودتر افتد به خاک راه
آن ساده دل که زور زند بر کمان من ۴
چون دانه سپند، بر آتش نشسته است
مهر خموشی از لب آتش بیان من ۵
مشنو ز من دروغ که از راست خانگی
پیچیده نیست جوهر تیغ زبان من ۶
انصاف نیست مانع نظارگی شدن
کز جوش گل شکست در بوستان من ۷
بستم به خاک نقش و همان میل می کشد
در چشم دشمنان، قلم استخوان من ۸
صائب ز بس مراد که در خاک کرده ام
خاک مراد خلق شده است آستان من ۹
بر شاخ گل گران نبود آشیان من ۱
ریگ روان بادیه بی نشانیم
سرگشتگی است راهبر کاروان من ۲
چون برق، منتهای نفس منزل من است
بیچاره رهروی که شود همعنان من ۳
دستش ز تیر زودتر افتد به خاک راه
آن ساده دل که زور زند بر کمان من ۴
چون دانه سپند، بر آتش نشسته است
مهر خموشی از لب آتش بیان من ۵
مشنو ز من دروغ که از راست خانگی
پیچیده نیست جوهر تیغ زبان من ۶
انصاف نیست مانع نظارگی شدن
کز جوش گل شکست در بوستان من ۷
بستم به خاک نقش و همان میل می کشد
در چشم دشمنان، قلم استخوان من ۸
صائب ز بس مراد که در خاک کرده ام
خاک مراد خلق شده است آستان من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۹۸ - از دستبرد ناله آتش زبان من
گوهر بعدی:غزل ۶۴۰۰ - در روز حشر سایه کوه گناه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.