خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و ناکامیهای زندگی خود میگوید. او از سختیهای روزگار، حرص و آرزوهای بربادرفته، و یتیمی و تنهایی سخن میراند. همچنین، به تأثیر زمان و چرخش روزگار بر زندگی خود اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند یتیمی و ناکامیهای زندگی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۶۴۰۴ - نازکترست از رگ جان گفتگوی من
نازکترست از رگ جان گفتگوی من
باریک شد محیط چو آمد به جوی من ۱
گردون سفله لقمه روزی حساب کرد
هر گریه ای که گشت گره در گلوی من ۲
چون موج شد کشاکش حرصم زیادتر
چندان که چرخ بیش شکست آرزوی من ۳
از دامن صدف چه غبار از دلم رود؟
دریا نبرد گرد یتیمی ز روی من ۴
شیری که خورده بودم در عهد کودکی
کرد از فشار چرخ سفیدی ز موی من ۵
صائب در آن محیط که موجش فلاخن است
از آب چون درست برآید سبوی من؟ ۶
باریک شد محیط چو آمد به جوی من ۱
گردون سفله لقمه روزی حساب کرد
هر گریه ای که گشت گره در گلوی من ۲
چون موج شد کشاکش حرصم زیادتر
چندان که چرخ بیش شکست آرزوی من ۳
از دامن صدف چه غبار از دلم رود؟
دریا نبرد گرد یتیمی ز روی من ۴
شیری که خورده بودم در عهد کودکی
کرد از فشار چرخ سفیدی ز موی من ۵
صائب در آن محیط که موجش فلاخن است
از آب چون درست برآید سبوی من؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۰۳ - شد خشک از گشودن لب آبروی من
گوهر بعدی:غزل ۶۴۰۵ - زین گریه ها که هست گره در گلوی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.