خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد فراق و جدایی از معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را از دست دادن نور زندگی، فرار آرامش و ناپایداری دنیا را توصیف میکند. او از عشق به عنوان نجاتدهندهای از زندان جسم یاد میکند و بر بیثباتی و گذرایی امور دنیوی تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و درک احساسات شدید عاشقانه و فلسفی نیازمند بلوغ فکری و تجربهی زندگی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میباشد.
غزل ۶۴۰۷ - گریان ز کوی او دل ما می رود برون
گریان ز کوی او دل ما می رود برون
زین باغ، آب رو به قفا می رود برون ۱
رفتی و رفت روشنی از چشم و دل مرا
با میهمان ز خانه صفا می رود برون ۲
گر درد استخوان رود از مغز بوریا
درد از دل شکسته ما می رود برون ۳
بر رنگ و بوی عالم امکان مبند دل
کز دست همچو رنگ حنا می رود برون ۴
بلبل چگونه بال گشاید درین چمن
کز جوش گل نسیم صبا می رود برون ۵
دل را نجات داد ز زندان جسم، عشق
خون مشک چو شود ز ختا می رود برون ۶
یک ساعت است گرمی هنگامه هوس
زود از سر حباب هوا می رود برون ۷
از سختی زمانه شود چرب نرم دل
نخوت به استخوان ز هما می رود برون ۸
این رعشه ای که در تن ما پی فشرده است
زود این کمان ز قبضه ما می رود برون ۹
آرام نیست موی بر آتش فکنده را
از زلف پیچ و تاب کجا می رود برون ۱۰
از رهروان عشق مجویید کجروی
کی راست ز تیر قضا می رود برون؟ ۱۱
سهل است اگر به باد رود نقد جان ما
قارون ز کوی عشق گدا می رود برون ۱۲
صائب ز هر طرف که صدایی شود بلند
از خود دل رمیده دل می رود برون ۱۳
زین باغ، آب رو به قفا می رود برون ۱
رفتی و رفت روشنی از چشم و دل مرا
با میهمان ز خانه صفا می رود برون ۲
گر درد استخوان رود از مغز بوریا
درد از دل شکسته ما می رود برون ۳
بر رنگ و بوی عالم امکان مبند دل
کز دست همچو رنگ حنا می رود برون ۴
بلبل چگونه بال گشاید درین چمن
کز جوش گل نسیم صبا می رود برون ۵
دل را نجات داد ز زندان جسم، عشق
خون مشک چو شود ز ختا می رود برون ۶
یک ساعت است گرمی هنگامه هوس
زود از سر حباب هوا می رود برون ۷
از سختی زمانه شود چرب نرم دل
نخوت به استخوان ز هما می رود برون ۸
این رعشه ای که در تن ما پی فشرده است
زود این کمان ز قبضه ما می رود برون ۹
آرام نیست موی بر آتش فکنده را
از زلف پیچ و تاب کجا می رود برون ۱۰
از رهروان عشق مجویید کجروی
کی راست ز تیر قضا می رود برون؟ ۱۱
سهل است اگر به باد رود نقد جان ما
قارون ز کوی عشق گدا می رود برون ۱۲
صائب ز هر طرف که صدایی شود بلند
از خود دل رمیده دل می رود برون ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۰۶ - هر شبنمی است دیده بینا درین چمن
گوهر بعدی:غزل ۶۴۰۸ - از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.