هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق دیدار او بر شاعر می‌پردازد. شاعر از جذابیت چهره، لبخند و رفتار معشوق سخن می‌گوید و تأثیرات عاطفی و حتی طبیعی این زیبایی را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند عشق، شرم و زندگی دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و نمادین نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

غزل ۶۴۵۹ - نیست ممکن برگرفتن دیده از دیدار تو

نیست ممکن برگرفتن دیده از دیدار تو
ختم شد گیرندگی بر مصحف رخسار تو ۱

رحم کن بر تلخکامان پیش ازان کز زهرخط
سبزتر از پسته گردد لعل شکربار تو ۲

هر که شد بی رو، بود آسوده از رو ساختن
شد ز بی رویی طرف آیینه با رخسار تو ۳

سروها از شرم آب و آبها گردند خشک
بر گلستان بگذرد چون سرو خوش رفتار تو ۴

از عرق هر دم به طوفان می دهد پیراهنی
ماه کنعان از حجاب گرمی بازار تو ۵

مغزها شیرین شود در استخوان چون نیشکر
چون به شکرخند آید لعل شکربار تو ۶

می کند نظارگی را شرم رخسار تو آب
دست گلچین غنچه بیرون آید از گلزار تو ۷

قطعه یاقوت و ریحان شد غبار دیده ها
تا به روی کار آمد خط عنبربار تو ۸

بگذرد چون موج از آب زندگی دامن فشان
هر که را دل زنده گردد صائب از افکار تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۵۸ - قسمت آیینه محرومی است از دیدار تو
گوهر بعدی:غزل ۶۴۶۰ - می خورد خون فراغت تشنه آزار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.