خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات عمیق عشق و ستایش معشوق را بیان می‌کند. شاعر از عناصر طبیعت مانند گل، زلف، مشک، و سرو برای توصیف معشوق استفاده کرده و احساسات خود را با زبانی پراحساس و پرابهام به تصویر می‌کشد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۴۶۵ - صد زبان در پرده درد غنچه خاموش تو

صد زبان در پرده درد غنچه خاموش تو
جوش غیرت می زند خون بهار از جوش تو ۱

بشکند چون زلف، بازار بتان سنگدل
کاکل مشکین گذارد پای چون بر دوش تو ۲

عطسه مغز نافه را خالی کند از بوی مشک
آستین چون برفشاند زلف عنبرپوش تو ۳

آب خضر از شرم رفتار تو بر جا خشک ماند
سرو پا در گل که باشد تا شود همدوش تو؟ ۴

نوش و نیش عالم صورت به هم آمیخته است
زهر خط در چاشنی دارد لب چون نوش تو ۵

نشأه بیهوشی حیرت بلند افتاده است
کی به هوش آید ز آشوب جزامدهوش تو؟ ۶

خاطرت از شکوه ما کی پریشان می شود؟
زلف پر کرده است از حرف پریشان گوش تو ۷

همچو مژگان هر دو عالم را به هم انداخته است
از اشارت های پنهان چشم بازیگوش تو ۸

بوی پیراهن ز بی تابی گربیان می درد
تا چو گل چاک گریبان باز کرد آغوش تو ۹

در میان گوش و گوهر نسبت دیرینه است
نیست جا گفتار صائب را چرا در گوش تو؟ ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۶۴ - نیست صید لاغر من قابل نخجیر تو
گوهر بعدی:غزل ۶۴۶۶ - می چکد آب حیات از سبزه زار خط تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.