هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزلی از صائب تبریزی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف می‌کند. او از عناصر طبیعت مانند گل، شمع، آهو، و باد برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند و به تأثیر عمیق معشوق بر جهان اطراف اشاره می‌کند.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و ترکیبات ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.

غزل ۶۴۷۷ - ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو

ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو
شاخ گل لرزان ز رشک قامت دلجوی تو ۱

پرتو روی تو شمع خلوت روشندلان
جوهر آیینه از زنجیریان موی تو ۲

سایه خود را که دایم در رکابش می رود
خانه صیاد می داند رم آهوی تو ۳

پنجه شمشاد را از شانه بیرون کرده است
بارها زور کمان حلقه گیسوی تو ۴

عمرها شد تا ز چشم اعتبار افکنده است
قبله را چون طاق نسیان گوشه ابروی تو ۵

گر چه نرگس برنمی دارد نظر از پیش پا
زیر پای خود نبیند نرگس جادوی تو ۶

چون تماشایی نگردد از تماشای تو مست؟
باده گلرنگ می سازد عرق را روی تو ۷

می کند زنجیر جوهرپاره چون دیوانگان
دید تا آیینه روی خویش را در روی تو ۸

چون زنم مژگان به یکدیگر، که خون مرده را
از شکر خواب عدم بیدار سازد بوی تو ۹

رنگ می بازد ز خوی آتشینت آفتاب
کیست صائب تا دلیر آید به طوف کوی تو؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۷۶ - بس که تندی کرد با پهلونشینان خوی تو
گوهر بعدی:غزل ۶۴۷۸ - برنمی آید کسی با خوی یک پهلوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.