هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند گناه، ظلم، فریب، و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر از تمثیلهایی مانند طفل زنگی، کهربا، و یوسف برای بیان مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی استفاده میکند. همچنین، به تأثیر نور و تاریکی بر روح و روان انسان اشاره دارد و پایان عمر و لرزش چراغ صبحگاه را به عنوان نمادی از ناپایداری زندگی توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تمثیلها و اشارات اخلاقی نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارند.
غزل ۶۵۵۷ - نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه
نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه
نیست پروا طفل زنگی را ز پستان سیاه ۱
از هوا گیرند بی مغزان حدیث پوچ را
کهربا را می پرد چشم از برای برگ کاه ۲
می کند دل را سیه نور چراغ عاریت
نیست ممکن شستن داغ کلف از روی ماه ۳
زینهار از کنج عزلت پای خود بیرون منه
کز بها افتاد یوسف تا برون آمد ز چاه ۴
نیست در پایان عمر از رعشه پیران را گزیر
بر فروغ خویش می لرزد چراغ صبحگاه ۵
سجده شکرش به دامان قیامت می کشد
هر که را صائب شود آن طاق ابرو قبله گاه ۶
نیست پروا طفل زنگی را ز پستان سیاه ۱
از هوا گیرند بی مغزان حدیث پوچ را
کهربا را می پرد چشم از برای برگ کاه ۲
می کند دل را سیه نور چراغ عاریت
نیست ممکن شستن داغ کلف از روی ماه ۳
زینهار از کنج عزلت پای خود بیرون منه
کز بها افتاد یوسف تا برون آمد ز چاه ۴
نیست در پایان عمر از رعشه پیران را گزیر
بر فروغ خویش می لرزد چراغ صبحگاه ۵
سجده شکرش به دامان قیامت می کشد
هر که را صائب شود آن طاق ابرو قبله گاه ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۵۶ - بوالهوس از خط نظر پوشید زان روی چو ماه
گوهر بعدی:غزل ۶۵۵۸ - می کند دل را سیه چندان که خواب صبحگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.