خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات عمیق و مفاهیم معنوی استفاده میکند. شاعر از عشق، حیرت، شوق، و جستجوی حقیقت سخن میگوید و با تصاویری مانند اخگر در کباب، تهیدست و گنج، و ذره در آفتاب، مفاهیم انتزاعی را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۵۶۵ - لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
گر ندیدی اخگری را در کباب آویخته ۱
چون تهیدستی که یابد بر کلید گنج دست
دیده حیران در آن بند نقاب آویخته ۲
خط مشکین گرد رخسار جهان افروز او
مجرمی چندند در روز حساب آویخته ۳
چون زنند اهل تظلم دست در زنجیر عدل؟
آنچنان جانها در آن زلف بتاب آویخته ۴
شوق آسایش نمی داند، وگرنه بی حجاب
ذره ما در فروغ آفتاب آویخته ۵
هیچ کاری از بزرگان برنیاید بی شفیع
قطره از دریا به دامان سحاب آویخته ۶
ساده لوحانی که در دنیای دون پیچیده اند
تشنه ای چندند در موج سراب آویخته ۷
از خیال چشم مخمور تو صائب عمرهاست
پرده ها بر روی بینایی ز خواب آویخته ۸
گر ندیدی اخگری را در کباب آویخته ۱
چون تهیدستی که یابد بر کلید گنج دست
دیده حیران در آن بند نقاب آویخته ۲
خط مشکین گرد رخسار جهان افروز او
مجرمی چندند در روز حساب آویخته ۳
چون زنند اهل تظلم دست در زنجیر عدل؟
آنچنان جانها در آن زلف بتاب آویخته ۴
شوق آسایش نمی داند، وگرنه بی حجاب
ذره ما در فروغ آفتاب آویخته ۵
هیچ کاری از بزرگان برنیاید بی شفیع
قطره از دریا به دامان سحاب آویخته ۶
ساده لوحانی که در دنیای دون پیچیده اند
تشنه ای چندند در موج سراب آویخته ۷
از خیال چشم مخمور تو صائب عمرهاست
پرده ها بر روی بینایی ز خواب آویخته ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۶۴ - تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته
گوهر بعدی:غزل ۶۵۶۶ - یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.