هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر می‌پردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند گل، گوهر، و یاقوت برای بیان عظمت معشوق استفاده می‌کند و احساسات خود را با زبانی پراحساس و هنرمندانه بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۵۶۴ - تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته

تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته
پیش هر ویرانه گنج شایگان انداخته ۱

پنجه زورآوران فکر را اندیشه ات
بر زمین عجز چون برگ خزان انداخته ۲

گوهر شهوار را در عهد شکرخند تو
از دهن بیرون صدف چون استخوان انداخته ۳

خط ریحانت که نی در ناخن یاقوت کرد
منشیان را چون قلم شق در بنان انداخته ۴

چون کف خونین به خاک راه خون لعل را
از دهن در دور یاقوت تو کان انداخته ۵

صبح خیزان قیامت را نگاه گرم تو
در غلط از فتنه آخر زمان انداخته ۶

اشتیاق حلقه گوش تو در صلب صدف
در گهرها پیچ و تاب ریسمان انداخته ۷

کودک این بوم و بر را حاجت تعلیم نیست
تا الف گفته است، ناوک بر نشان انداخته ۸

از دل صحرایی خود چشم تا پوشیده ام
خویشتن را در فضای لامکان انداخته ۹

من کیم صائب که خلاق سخن در این مقام
کلک معنی آفرین را از بنان انداخته ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۶۳ - تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاه
گوهر بعدی:غزل ۶۵۶۵ - لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.