هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج شاعر از عشق و زندگی است. او از سوختن جان و تشنگی روح خود میگوید و با تصاویری مانند لاله، خاکستر، و آه، احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد. شاعر به رغم رنجها، به سادگی و قناعت روی میآورد و از نعمتهای زندگی چشمپوشی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۶۱۴ - در جسم خاکسار مرا جان سوخته
در جسم خاکسار مرا جان سوخته
باشد سفال تشنه و ریحان سوخته ۱
چون لاله گرچه چشم و چراغم بهار را
تر می کنم به خون جگر نان سوخته ۲
تخمی که سوخت سبز نگردد ز نوبهار
از می چگونه تازه شود جان سوخته؟ ۳
خیزد نفس ز سینه گرمم به رنگ آه
خاکسترست گرد بیابان سوخته ۴
از مرگ فارغند حریفان پاکباز
آتش چه می کند به نیستان سوخته؟ ۵
از خاک پای سوختگان است سرمه ام
بینایی شرر بود از جان سوخته ۶
چون داغ لاله است زمین گیر آه من
از دل به لب نمی رسد افغان سوخته ۷
جان تازه شد ز سینه بی آرزو مرا
گلزار رهروست بیابان سوخته ۸
صائب ز خوان نعمت الوان نوبهار
قانع شدم چو لاله به یک نان سوخته ۹
باشد سفال تشنه و ریحان سوخته ۱
چون لاله گرچه چشم و چراغم بهار را
تر می کنم به خون جگر نان سوخته ۲
تخمی که سوخت سبز نگردد ز نوبهار
از می چگونه تازه شود جان سوخته؟ ۳
خیزد نفس ز سینه گرمم به رنگ آه
خاکسترست گرد بیابان سوخته ۴
از مرگ فارغند حریفان پاکباز
آتش چه می کند به نیستان سوخته؟ ۵
از خاک پای سوختگان است سرمه ام
بینایی شرر بود از جان سوخته ۶
چون داغ لاله است زمین گیر آه من
از دل به لب نمی رسد افغان سوخته ۷
جان تازه شد ز سینه بی آرزو مرا
گلزار رهروست بیابان سوخته ۸
صائب ز خوان نعمت الوان نوبهار
قانع شدم چو لاله به یک نان سوخته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۱۳ - از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه
گوهر بعدی:غزل ۶۶۱۵ - لاله است این که از جگر خاک سرزده؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.