هوش مصنوعی: این شعر به توصیف صبحگاه و تأثیرات روح‌بخش آن بر طبیعت و انسان می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند اشک، آه، عشق، نور آفتاب و صدای بلبلان برای بیان زیبایی‌ها و امیدهای صبح استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند رهایی از غم، گشایش دل و رسیدن به سعادت دارد.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و امید نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۶۶۱۳ - از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه

از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه
از آه سرد ماست رگ جان صبحگاه ۱

دستی بلند ساز که عمر دراز خضر
مدی بود ز دفتر احسان صبحگاه ۲

در بیضه طوطی دل زنگار بسته را
شکرشکن کند شکرستان صبحگاه ۳

هر عقده ای که در دل از انجم سپهر داشت
شد سر به سر گشاده ز دندان صبحگاه ۴

تنگی ز دل، گرفتگی از سینه می برد
پیشانی گشاده ایوان صبحگاه ۵

از شب چو خون مرده جهان آرمیده بود
پرشور عشق شد ز نمکدان صبحگاه ۶

نانش همیشه گرم بود همچو آفتاب
هرکس بود وظیفه خور خوان صبحگاه ۷

از اشتیاق جلوه آن آفتاب رو
قد می کشد چو سرو، خیابان صبحگاه ۸

دایم به روی خلق در فیض باز نیست
غافل مشو ز چاک گریبان صبحگاه ۹

عمر دوباره ای که شود تازه جان ازو
آماده است در لب خندان صبحگاه ۱۰

بیدار می کند دل در خواب رفته را
فریاد بلبلان خوش الحان صبحگاه ۱۱

چون گاهواره خشک چه بر جای مانده ای؟
تر کن لبی چو طفل ز پستان صبحگاه ۱۲

مردان به آه گرم مکرر ربوده اند
گوی سعادت از خم چوگان صبحگاه ۱۳

چون آفتاب شد شفقی چهره ام ز رشک
کز تیغ کیست زخم نمایان صبحگاه ۱۴

از جبهه گشاده به مطلب توان رسید
صائب مدار دست ز دامان صبحگاه ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۱۲ - روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه
گوهر بعدی:غزل ۶۶۱۴ - در جسم خاکسار مرا جان سوخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.