هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج درونی شاعر از ناملایمات زندگی، عشق نافرجام و نقد جامعه است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، رنج، حرص و آز، و انتقاد اجتماعی استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حرص و آز و نقدهای اجتماعی نیاز به درک بالاتری از زندگی و جامعه دارند.

غزل ۶۶۵۴ - از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای

از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای
برق پیش خوی تندت پای در گل مانده ای ۱

پیش ابرویت مه نو یوسف زندانیی
پیش رویت لاله شمع آستین افشانده ای ۲

از مه عید و شفق زخم درونم تازه شد
کس چه گل چیند دگر از تیغ در خون رانده ای؟ ۳

دید تا در سرنوشتم خون ز چشمش جوش زد
نامه تا انجام از سیمای عنوان خوانده ای ۴

مشک بر ناسورم امروز از شماتت می فشاند
در سر مستی سر زلف ترا پیچانده ای ۵

خاک خور، می گفت و گرد خرمن دونان مگرد
خاک استغنا به چشم حرص و آز افشانده ای ۶

زرپرستی را بتر از بت پرستی گفته است
حرص را چون سگ ز صحن مسجد دل رانده ای ۷

هر که را بینی به درد خویشتن درمانده است
از که جوید نسخه درمان خود درمانده ای؟ ۸

کیست جز صائب به لوح خاک از اهل سخن
گرد پاپوش قلم در لامکان افشانده ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۵۳ - می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
گوهر بعدی:غزل ۶۶۵۵ - در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.