هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند ناپایداری دنیا، غفلت انسان از آخرت، پیری و ناتوانی، و تأمل در زندگی میپردازد. شاعر با زبانی انتقادی و عبرتآموز، انسان را به بیداری و تفکر دربارهٔ اعمالش دعوت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربهٔ زندگی بیشتری برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۶۶۶۴ - یک نفس فارغ ز وسواس تمنا نیستی
یک نفس فارغ ز وسواس تمنا نیستی
از پریشان خاطری یک لحظه یک جا نیستی ۱
فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال و تو
پیر گشتی و همان در فکر فردا نیستی ۲
گر چه شد محتاج عینک دیده بی شرم تو
همچنان چون کودکان سیر از تماشا نیستی ۳
می کند از هر سر مویت سفیدی راه مرگ
در چنین وقتی به فکر زاد عقبی نیستی ۴
از ندامت برنیاری آه سردی از جگر
هیچ در فکر رسن در چاه دنیا نیستی ۵
از جمال حور مردان چشم پوشیدند و تو
از عجوز دهر یک ساعت شکیبا نیستی ۶
در مبند این خانه تاریک را یکبارگی
چشم عبرت باز کن از دل چو بینا نیستی ۷
گرچه تیرت با کمان از قد خم پیوسته شد
هیچ در فکر سفر از دار دنیا نیستی ۸
گر چه دندان را ز نعمت های شیرین باختی
جز به حرف شکوه های تلخ گویا نیستی ۹
خامشی را از خدا خواهند دانایان و تو
خون خود را می خوری یک دم چو گویا نیستی ۱۰
خواب سنگین تو صائب کم ز کوه قاف نیست
گرچه از عزلت گزینان همچو عنقا نیستی ۱۱
از پریشان خاطری یک لحظه یک جا نیستی ۱
فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال و تو
پیر گشتی و همان در فکر فردا نیستی ۲
گر چه شد محتاج عینک دیده بی شرم تو
همچنان چون کودکان سیر از تماشا نیستی ۳
می کند از هر سر مویت سفیدی راه مرگ
در چنین وقتی به فکر زاد عقبی نیستی ۴
از ندامت برنیاری آه سردی از جگر
هیچ در فکر رسن در چاه دنیا نیستی ۵
از جمال حور مردان چشم پوشیدند و تو
از عجوز دهر یک ساعت شکیبا نیستی ۶
در مبند این خانه تاریک را یکبارگی
چشم عبرت باز کن از دل چو بینا نیستی ۷
گرچه تیرت با کمان از قد خم پیوسته شد
هیچ در فکر سفر از دار دنیا نیستی ۸
گر چه دندان را ز نعمت های شیرین باختی
جز به حرف شکوه های تلخ گویا نیستی ۹
خامشی را از خدا خواهند دانایان و تو
خون خود را می خوری یک دم چو گویا نیستی ۱۰
خواب سنگین تو صائب کم ز کوه قاف نیست
گرچه از عزلت گزینان همچو عنقا نیستی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۶۳ - از شراب لعل تا رخسار را افروختی
گوهر بعدی:غزل ۶۶۶۵ - دوش با ما سرگران بودی چه در سر داشتی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.