هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر عشق و رنجش شاعر از معشوق است که با رفتارهای متناقض و جذاب خود، شاعر را در حسرت و درد نگه میدارد. شاعر از قهر و لطف معشوق، حسرتهای خود و ناتوانی در رسیدن به او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۶۶۸۸ - مستی و خمیازه بر خون دل ما می کشی
مستی و خمیازه بر خون دل ما می کشی
صد خم می داری و حسرت به مینا می کشی ۱
قهر خود را در لباس لطف جولان می دهی
پرده از آب گهر بر روی دریا می کشی ۲
با کمند آتشین چون آفتاب از صحن باغ
شبنم افسرده ما را به بالا می کشی ۳
یک جهان غماز را در پشت در جا می دهی
از لب منصور در مستی سخن وا می کشی ۴
گردنی داریم ازان موی میان باریکتر
سرنمی پیچیم اگر بر دار ما را می کشی ۵
آفتاب از حسرتش هر روز گردن می کشد
این کمند عنبرینی را که در پا می کشی ۶
آه رعنا می شود هر چند رعنا می شوی
آرزو قد می کشد چندان که بالا می کشی ۷
همزبانی با لب او نیست صائب کار تو
شرم بادت، چون نفس پیش مسیحا می کشی؟ ۸
صد خم می داری و حسرت به مینا می کشی ۱
قهر خود را در لباس لطف جولان می دهی
پرده از آب گهر بر روی دریا می کشی ۲
با کمند آتشین چون آفتاب از صحن باغ
شبنم افسرده ما را به بالا می کشی ۳
یک جهان غماز را در پشت در جا می دهی
از لب منصور در مستی سخن وا می کشی ۴
گردنی داریم ازان موی میان باریکتر
سرنمی پیچیم اگر بر دار ما را می کشی ۵
آفتاب از حسرتش هر روز گردن می کشد
این کمند عنبرینی را که در پا می کشی ۶
آه رعنا می شود هر چند رعنا می شوی
آرزو قد می کشد چندان که بالا می کشی ۷
همزبانی با لب او نیست صائب کار تو
شرم بادت، چون نفس پیش مسیحا می کشی؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۸۷ - گر چه در سیر بهشتم از گل روی کسی
گوهر بعدی:غزل ۶۶۸۹ - سنگ را در جذبه از دست فلاخن می کشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.