هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج تشنگی و عطش فراوان میگوید. او از احساس سوزش در دل، خشکی مغز و دماغ، و تلاش برای یافتن آب سخن میگوید. همچنین، به عشق و دوری از معشوق اشاره دارد و از رنجهای عاطفی خود مینالد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید در شعر، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
غزل ۶۷۱۰ - گر چه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی
گر چه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی
دل همان در سینه سوزد چون چراغ از تشنگی ۱
ساغر خون خوردنم چون لاله نم بیرون نداد
بس که دل در سینه من بود داغ از تشنگی ۲
بحر اگر در کاسه ام ریزند می گردد سراب
خشک شد از بس مرا مغز و دماغ از تشنگی ۳
چشم احسان دارم از آهن دلان روزگار
آب را از تیغ می گیرم سراغ از تشنگی ۴
حال من دور از لب جان بخش او داند که چیست
چون سکندر هر که گردیده است داغ از تشنگی ۵
شهپر طاوس می باید که باشد سبز و تر
نیست صائب هیچ (غم) گر سوخت داغ از تشنگی ۶
دل همان در سینه سوزد چون چراغ از تشنگی ۱
ساغر خون خوردنم چون لاله نم بیرون نداد
بس که دل در سینه من بود داغ از تشنگی ۲
بحر اگر در کاسه ام ریزند می گردد سراب
خشک شد از بس مرا مغز و دماغ از تشنگی ۳
چشم احسان دارم از آهن دلان روزگار
آب را از تیغ می گیرم سراغ از تشنگی ۴
حال من دور از لب جان بخش او داند که چیست
چون سکندر هر که گردیده است داغ از تشنگی ۵
شهپر طاوس می باید که باشد سبز و تر
نیست صائب هیچ (غم) گر سوخت داغ از تشنگی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۰۹ - سر فرو نارد به گردون اختر دیوانگی
گوهر بعدی:غزل ۶۷۱۱ - شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.