هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، به موضوعاتی مانند گذرایی عمر، ناامیدی از زندگی، عشق و رنجهای آن، و بیثباتی دنیا میپردازد. شاعر از زندگی ناخشنود است و آن را پر از رنج و بیمعنا میبیند. تصاویری مانند «شمشیر»، «تیر»، «خون»، و «زنجیر» بر این حس تأکید دارند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده، و بیان احساسات تلخ و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خشونت و رنج نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل دارند.
غزل ۶۷۵۸ - فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری
فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری
نفس عمر سبکرو را پر تیرست پنداری ۱
چنان از موج رحمت شد زمین و آسمان خالی
که دریای سراب و ابر تصویرست پنداری ۲
طراوت نیست چون گهواره در سیمای این طفلان
سپهر خشک یک پستان بی شیرست پنداری ۳
به مشت خاک خود کامروز و فردا می برد بادش
چنان دلبستگی داری که اکسیرست پنداری ۴
مرا از زندگانی سیر کرد از لقمه اول
طعام این خسیسان آب شمشیرست پنداری ۵
سرآمد عمر و گامی طی نشد از وادی مطلب
به پایم این ره خوابیده زنجیرست پنداری ۶
کمربسته است چون گل از پریشانی به خون من
حواس خمسه من پنجه شیرست پنداری ۷
ز شان عشق، عاشق در نظرها شوکتی دارد
که نقش پای مجنون پنجه شیرست پنداری ۸
چنان در رشته طول امل پیچیده ای صائب
که صحرای طلب را زلف شبگیرست پنداری ۹
نفس عمر سبکرو را پر تیرست پنداری ۱
چنان از موج رحمت شد زمین و آسمان خالی
که دریای سراب و ابر تصویرست پنداری ۲
طراوت نیست چون گهواره در سیمای این طفلان
سپهر خشک یک پستان بی شیرست پنداری ۳
به مشت خاک خود کامروز و فردا می برد بادش
چنان دلبستگی داری که اکسیرست پنداری ۴
مرا از زندگانی سیر کرد از لقمه اول
طعام این خسیسان آب شمشیرست پنداری ۵
سرآمد عمر و گامی طی نشد از وادی مطلب
به پایم این ره خوابیده زنجیرست پنداری ۶
کمربسته است چون گل از پریشانی به خون من
حواس خمسه من پنجه شیرست پنداری ۷
ز شان عشق، عاشق در نظرها شوکتی دارد
که نقش پای مجنون پنجه شیرست پنداری ۸
چنان در رشته طول امل پیچیده ای صائب
که صحرای طلب را زلف شبگیرست پنداری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۵۷ - ز زهرچشم او رگ در تنم مارست پنداری
گوهر بعدی:غزل ۶۷۵۹ - ز وحشت چرخ بر من حلقه دام است پنداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.