هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و دوری از معشوق می‌نالد و به زیبایی‌های عشق و رنج‌های آن اشاره می‌کند. همچنین، مضامینی مانند صبر، عشق الهی، و حکمت‌های زندگی در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۶۷۶۴ - ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری

ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری
نمی سازد خنک بیمار را دل شمع کافوری ۱

به امید نگاهی خاک ره گشتم، ندانستم
که زیر پا تو بی پروا نمی بینی ز مغروری ۲

تویی در دیده ام چون نور و محرومم ز دیدارت
نمی دانم ز نزدیکی کنم فریاد یا دوری ۳

نظربازان ازان باشند گه دیوانه گه عاقل
که در یک کاسه دارد چشم او مستی و مستوری ۴

توان بی پرده دیدن در لباس آن سرو سیمین را
که در فانوس عریانتر نماید شمع کافوری ۵

بود واصل به جانان هر که را پر رخنه گردد دل
که نبود مانع نظاره چون پرده است زنبوری ۶

ز حد خویش پا بیرون منه تا دیده ور گردی
که بینایی شود در خانه خود کور را کوری ۷

بود بسیار، اندک کلفتی دلهای نازک را
به مویی می شود خاموش چینی های فغفوری ۸

ز حرف حق درین ایام باطل بوی خون آید
عروج دار دارد نشائه صهبای منصوری ۹

نمی گردد حلاوت با ملاحت جمع در یک جا
چسان صائب در آن لب جمع شد شیرینی و شوری؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۶۳ - ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری
گوهر بعدی:غزل ۶۷۶۵ - گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.