هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به بررسی تأثیرات منفی غفلت و بیتوجهی بر دل و جان انسان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند دل بیآب، پاهای خوابآلود، و چشمان گریان، نشان میدهد که چگونه بیخبری و غفلت، استعدادهای درونی انسان را هدر میدهد. همچنین، شعر به موضوعاتی مانند عرفان، عبرتگیری از زندگی، و اهمیت بیداری معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۸۰۶ - چه ثمر می دهد آن دل که نه آبش کردی؟
چه ثمر می دهد آن دل که نه آبش کردی؟
به کجا می رسد آن پا که به خوابش کردی؟ ۱
نگهی را که کمند گهر عبرت بود
تو ز کوته نظری خرج کتابش کردی ۲
خار پیراهن آرام بود عارف را
مژه ای را که تو شیرازه خوابش کردی ۳
دیده ای را که ازو خوشه گوهر می ریخت
آنقدر گریه نکردی که سرابش کردی ۴
دل که قندیل حرم بود ز روشن گوهری
در خرابات مغان جام شرابش کردی ۵
سر آزاده که از مغز خرد بود سمین
تو ز غفلت ز هوا پر چو حبابش کردی ۶
دل بیدار که شمع سر بالین تو بود
تو ز افسانه چو اطفال به خوابش کردی ۷
می تلخی که گوارایی ازو می زد موج
تو ز ابروی ترش پا به رکابش کردی ۸
نفس را کردی از اندیشه فردا فارغ
خود حسابانه گر امروز حسابش کردی ۹
هر که چون کوزه لب بسته لب از خواهش بست
در خرابات مغان پر می نابش کردی ۱۰
دل هر کس که به شوق تو برید از دو جهان
بستر از آتش سوزان چو کبابش کردی ۱۱
بود آیینه صد شاهد غیبی صائب
دیده ای را که سراپرده خوابش کردی ۱۲
به کجا می رسد آن پا که به خوابش کردی؟ ۱
نگهی را که کمند گهر عبرت بود
تو ز کوته نظری خرج کتابش کردی ۲
خار پیراهن آرام بود عارف را
مژه ای را که تو شیرازه خوابش کردی ۳
دیده ای را که ازو خوشه گوهر می ریخت
آنقدر گریه نکردی که سرابش کردی ۴
دل که قندیل حرم بود ز روشن گوهری
در خرابات مغان جام شرابش کردی ۵
سر آزاده که از مغز خرد بود سمین
تو ز غفلت ز هوا پر چو حبابش کردی ۶
دل بیدار که شمع سر بالین تو بود
تو ز افسانه چو اطفال به خوابش کردی ۷
می تلخی که گوارایی ازو می زد موج
تو ز ابروی ترش پا به رکابش کردی ۸
نفس را کردی از اندیشه فردا فارغ
خود حسابانه گر امروز حسابش کردی ۹
هر که چون کوزه لب بسته لب از خواهش بست
در خرابات مغان پر می نابش کردی ۱۰
دل هر کس که به شوق تو برید از دو جهان
بستر از آتش سوزان چو کبابش کردی ۱۱
بود آیینه صد شاهد غیبی صائب
دیده ای را که سراپرده خوابش کردی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۰۵ - می گزد راحتم ای خار مغیلان مددی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۰۷ - نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.