خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر عشق عمیق و رنجهای عاشقانه است. شاعر از بوسهای ناکام، جدایی دردناک، و رنجهای بیپایان عشق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس تا این حد در راه عشق مقاومت نکرده یا چنین رنجی را تحمل نکرده است. همچنین، او از بیپاسخی معشوق و ناشناخته ماندن دردهایش شکایت دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و مرگ نمادین نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
غزل ۶۸۱۸ - بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
ره به گنجینه اسرار نبرده است کسی ۱
من و یک لحظه جدایی ز تو، آن گاه حیات؟
اینقدر صبر به عاشق نسپرده است کسی ۲
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را
تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی ۳
ریزش اشک مرا نیست محرک در کار
دامن ابر بهاران نفشرده است کسی ۴
آب آیینه ز عکس رخ من نیلی شد
اینقدر سیلی ایام نخورده است کسی ۵
غیر از آن کس که سر خود به گریبان برده است
گوی توفیق ازین عرصه نبرده است کسی ۶
داغ پنهان مرا کیست شمارد صائب؟
در دل سنگ شرر را نشمرده است کسی ۷
ره به گنجینه اسرار نبرده است کسی ۱
من و یک لحظه جدایی ز تو، آن گاه حیات؟
اینقدر صبر به عاشق نسپرده است کسی ۲
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را
تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی ۳
ریزش اشک مرا نیست محرک در کار
دامن ابر بهاران نفشرده است کسی ۴
آب آیینه ز عکس رخ من نیلی شد
اینقدر سیلی ایام نخورده است کسی ۵
غیر از آن کس که سر خود به گریبان برده است
گوی توفیق ازین عرصه نبرده است کسی ۶
داغ پنهان مرا کیست شمارد صائب؟
در دل سنگ شرر را نشمرده است کسی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۱۷ - نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۱۹ - در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.